احمد بن محمد ميبدى
437
خلاصه تفسير ادبى و عرفانى قرآن مجيد بفارسى از كشف الاسرار ( فارسى )
معمور . ظاهرشان به احكام شرع آراسته و باطنشان به گوهر فقر افروخته . آثار نظر اين عزيزان به هر خارستان خذلان كه رسد ، گلستان دين برآيد و بركات انفاس آنان به هر شورستان ادبار كه تابد بوى گل خوشبوى عشق دهد ، اگر به عاصى نظر كنند مطيع گردد اگر به زنّار دارى ديده باز كنند مقبول درگاه عزت شود چنان كه : گويند : وقتى شبلى ( عارف بزرگوار ) بيمار گشت به خليفهء وقت خبر رسيد ، طبيبى ترسا كه سخت حاذق بود به وى فرستاد تا درمان كند ، طبيب شيخ را گفت : اگر تو را از پوست و گوشت خودم دارو بايد ، دريغ نكنم ! شبلى گفت : داروى من كمتر از اين است ! گفت داروى تو چيست ؟ - شبلى گفت : زنّارت قطع كن من عافيت يابم ! پزشك ترسا گفت : شرط جوانمردى نباشد كه دعوى كردم و به سر نبرم ، اگر شفاى تو در قطع زنّار ما است ، آسان كارى است ! ترسا مرد با حقيقت زنّار را بريد و شبلى از بيمارى برخاست ! خبر به خليفه رسيد او را از اين خبر خوش آمد گفت : پنداشتم كه طبيبى بر بيمار مىفرستم ، خود ندانستم كه بيمارى بر طبيب مىفرستم ! 64 - لَهُمُ الْبُشْرى فِي الْحَياةِ الدُّنْيا وَ فِي الْآخِرَةِ . آيه . اولياء را در زندگانى دنيا و در آخرت بشارت باد كه مردان حقّند و علامت ولىّ آنست كه سرتاپاى وى عين حرمت باشد ، چشمش به حرمت بيارايند تا به ناشايست ننگرد ، زبانش به ادب بند كنند تا بيهوده سخن نگويد ، قدم او را بند حقيقت برنهند تا به هر كوى و برزن فرونشود ، خوى او را بند شريعت برنهند تا جز حلال به خود راه ندهد ، اعضا و جوارح او را دربند بندگى كشند تا جز كمر بندگى حق بر ميان نبندد در دنيا به خدمت آراسته و در عقبى به نعمت و رؤيت رسيده ، در دنيا شناخت و محبّت ، و در عقبى نواخت و مشاهدت ، در دنيا صفا و وفا ديده و در عقبى به لقاء و رضا رسيده است . [ آيات 86 - 71 ] ( تفسير لفظى ) 71 - وَ اتْلُ عَلَيْهِمْ نَبَأَ نُوحٍ إِذْ قالَ لِقَوْمِهِ يا قَوْمِ إِنْ كانَ كَبُرَ عَلَيْكُمْ مَقامِي وَ تَذْكِيرِي بِآياتِ اللَّهِ فَعَلَى اللَّهِ تَوَكَّلْتُ فَأَجْمِعُوا أَمْرَكُمْ وَ شُرَكاءَكُمْ ثُمَّ لا يَكُنْ أَمْرُكُمْ عَلَيْكُمْ غُمَّةً ثُمَّ اقْضُوا إِلَيَّ وَ لا تُنْظِرُونِ . به ايشان خبر نوح را برخوان هنگامى كه به قوم خود گفت : اى قوم من ، اگر اين مقام من و دعوت و پند دادن من به سخنان خداوند بر شما دراز و بزرگ آيد ، من به خدا توكّل كردم ، پس شما كارتان و شريكانتان گرد آوريد و هيچچيز از كار شما و توان شما پوشيده نماناد ، پس از آن مرا هيچ درنگ ندهيد و زنده مگذاريد . 72 - فَإِنْ تَوَلَّيْتُمْ فَما سَأَلْتُكُمْ مِنْ أَجْرٍ إِنْ أَجْرِيَ إِلَّا عَلَى اللَّهِ وَ أُمِرْتُ أَنْ أَكُونَ مِنَ الْمُسْلِمِينَ . پس اگر از فرمان بردن من برگرديد و استوار نداريد ، من از شما از پيغام رساندن مزدى نمىخواهم ، مزد من نيست مگر بر خداى ، و فرمودهاند كه من از گردن نهندگان باشم . 73 - فَكَذَّبُوهُ فَنَجَّيْناهُ وَ مَنْ مَعَهُ فِي الْفُلْكِ وَ جَعَلْناهُمْ خَلائِفَ وَ أَغْرَقْنَا الَّذِينَ كَذَّبُوا بِآياتِنا فَانْظُرْ كَيْفَ كانَ عاقِبَةُ الْمُنْذَرِينَ . پس او را دروغزن گرفتند و ما او را با همراهان در كشتى رهانيديم و آنان را پسنشينان زمين كرديم و آنان كه پيغامهاى ما را به دروغ شمردند غرق كرديم ، بنگر كه سرانجام بيمدادگان چون بوده است ! 74 - ثُمَّ بَعَثْنا مِنْ بَعْدِهِ رُسُلًا إِلى قَوْمِهِمْ فَجاؤُهُمْ بِالْبَيِّناتِ فَما كانُوا لِيُؤْمِنُوا بِما كَذَّبُوا بِهِ مِنْ قَبْلُ كَذلِكَ نَطْبَعُ عَلى قُلُوبِ الْمُعْتَدِينَ . پس از نوح ، پيغمبرانى به قوم ايشان فرستاديم تا ايشان